محصولات، دورهها، داشبوردها و مقالات را در لحظه پیدا کنید
«درصد تغییر شاخص قیمت مصرفکننده نسبت به ماه مشابه سال قبل» همان تورم نقطهبهنقطه است؛ یعنی تغییر سطح قیمتها در یک ماه مشخص، در مقایسه با همان ماه در سال قبل. این شاخص برای دنبالکردن موجهای تورمی مناسب است، چون مقایسهها همزمان انجام میشوند و نوسانات فصلی کمتر در نتیجه نهایی دخالت میکند.
دادهها بهصورت ماهانه و به تفکیک استان ارائه شدهاند. برای جلوگیری از عددخوانیِ صرف، تمرکز بر «نقاط عطف» است: شروع موج، اوج موج، فاز افت، و سطح تثبیت. عددها فقط در جاهایی آورده شدهاند که نقش توضیحی دارند و جهتِ روند را روشن میکنند.
روند «کل کشور» چند فاز مشخص دارد:
۱) اوایل دهه ۱۳۹۰، سطح بالا و پرنوسان
در ۱۳۹۰ سطح تورم نقطهبهنقطه بالا است و پایان سال بالاتر از ابتدای سال میایستد؛ برای نمونه از ۲۴٫۸٪ (فروردین ۱۳۹۰) تا ۳۶٫۷٪ (اسفند ۱۳۹۰). در ۱۳۹۱ هم ابتدا سطحهای بسیار بالا ثبت میشود (مانند ۴۱٫۲٪) اما تا انتهای سال به محدوده پایینتر میرسد (مثل ۱۹٫۶٪ در اسفند ۱۳۹۱). این رفتار معمولاً نشانه ورود اقتصاد به یک فاز فشاری و سپس شروع تخلیه تدریجی موج است.
۲) میانه دهه ۱۳۹۰، کاهش و نزدیکشدن به تورمهای پایینتر
از ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۵، مسیر ملی وارد فاز نزولی میشود و تورم نقطهبهنقطه در بخش زیادی از ماهها در کانالهای پایینتر دیده میشود. در همین بازه، «کل کشور» به اعداد تکرقمی نزدیک میشود و کفهایی مثل ۵٫۳٪ هم در سری مشاهده میشود. این مرحله معمولاً با ثبات نسبیتر در سرعت رشد قیمتها همراه است؛ یعنی تغییرات سالبهسال آرامتر میشوند و فاصله ماههای متوالی کمتر است.
۳) از ۱۳۹۶ به بعد، بازگشت موجهای بزرگ
از ۱۳۹۶ موج افزایشی دوباره شکل میگیرد. برای نمونه «کل کشور» در انتهای ۱۳۹۶ به ۴۶٫۶٪ میرسد. پس از آن در موج بعدی نیز اعداد بالای ۵۰ درصد در داده دیده میشود (مانند ۵۰٫۷٪) و سپس دورههایی از افت نسبی رخ میدهد. این الگو نشان میدهد در این مقطع، تورم نقطهبهنقطه بیشتر «موجی» است: جهشهای پلهای و سپس پایینآمدنهای محدود، بدون بازگشت کامل به کانالهای پایینتر.
۴) ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲، ماندگاری در سطح بالا و سپس تعدیل
در ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ سطح ملی دوباره در محدودههای بسیار بالا قرار میگیرد؛ برای نمونه عددهایی مثل ۵۴٫۵٪ در داده «کل کشور» ثبت شده است. در ادامه، کاهش نسبی دیده میشود و در بخشی از ۱۴۰۱ تا حوالی ۳۲٫۸٪ پایین میآید. در ۱۴۰۲ نیز بخش قابلتوجهی از مقادیر در محدوده ۳۰ تا نزدیک ۴۰ درصد نوسان دارد و در انتهای سریِ ارائهشده برای «کل کشور» مجدداً افزایشهایی مانند ۴۴٫۶٪ / ۴۷٫۸٪ / ۴۸٫۶٪ دیده میشود. نتیجه کلی این است که پس از اوجها، تعدیل رخ داده اما سطح تورم نقطهبهنقطه همچنان «بالا» باقی مانده است.
در دادههای استانی، دو تفاوت اصلی اهمیت دارد:
۱) تفاوت سطح
برخی استانها در اوج موجها، به سقفهای بسیار بالاتر از میانگین ملی میرسند. برای مثال:
۲) تفاوت دامنه نوسان
در برخی استانها «دامنه» بزرگتر است؛ یعنی از کفهای پایین به سقفهای بسیار بالا میرسند. نمونه روشن آن تهران است که در میانه دهه ۱۳۹۰ کفهای بسیار پایین مثل ۲٫۱٪ دارد، اما در موجهای بعدی به سطوح بالا نزدیک میشود. دامنه بزرگتر معمولاً به این معناست که استان نسبت به شوکهای تورمی، واکنش شدیدتری در مقایسه سالبهسال نشان داده است.
این بخش بهجای مرور ردیفهای طولانی، چند الگوی روشن را برجسته میکند:
تهران در ابتدای دهه ۱۳۹۰ با سطحهای بالاتر شروع میکند (مثل ۲۳٫۶٪ در فروردین ۱۳۹۰ و ۳۱٫۱٪ در اسفند ۱۳۹۰)، سپس در میانه دهه کفهای بسیار پایین ثبت میکند (نمونه ۲٫۱٪). در موجهای بعدی، دوباره در مسیر افزایشی قرار میگیرد و در سالهای بعد وارد محدودههای بالا و نسبتاً پایدارتر میشود. این ترکیب «کف خیلی پایین / بازگشت به سطح بالا» نشاندهنده تغییر فازهای تورمی در طول دوره است.
یزد نمونهای از استانهای با اوجهای بسیار شدید است. ثبت عددهای ۷۱٫۷٪ / ۷۰٫۱٪ نشان میدهد شدت تورم نقطهبهنقطه در برخی مقاطع، بسیار فراتر از میانگین ملی بوده است. در چنین شرایطی، حتی اگر بعداً کاهش رخ دهد، اثر این اوجها روی سطح عمومی قیمتها و انتظارات تورمی منطقه میتواند ماندگار باشد.
در استان مرکزی نیز اوجهای بالای ۶۰ درصد دیده میشود (مثل ۶۲٫۹٪ / ۶۱٫۴٪). این وضعیت معمولاً به معنی انتقال سریعتر فشار هزینهها به قیمت مصرفکننده در آن دورههاست. همزمان، وجود دورههای تعدیل نشان میدهد موجها الزاماً یکنواخت نبودهاند و فازهای کاهش پس از جهش هم رخ داده است.
چهارمحالوبختیاری با ثبت سقفهایی مانند ۶۷٫۲٪ / ۶۷٫۵٪ در دسته استانهای با فشار نقطهبهنقطه بسیار بالا قرار میگیرد. وقتی سقفهای بسیار بالا رخ میدهد، معمولاً فاصله تورم استانی با نرخ ملی بیشتر میشود و استان در رتبههای بالای تورمی قرار میگیرد.
اصفهان نیز در موجهای اصلی به سطحهای بسیار بالا میرسد (مثل ۶۰٫۲٪ / ۶۰٫۰٪). تفاوت این استانها با برخی استانهای دیگر بیشتر در «ارتفاع موج» است، نه لزوماً در زمانبندی موج؛ یعنی معمولاً در همان بازهای که موج ملی رخ میدهد، موج استانی هم فعال است اما شدت آن متفاوت میشود.
این سری زمانی نشان میدهد تورم نقطهبهنقطه در ایران طی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴ مسیر «چندفازی» دارد: ابتدا سطح بالا و پرنوسان، سپس کاهش تا کانالهای پایینتر در میانه دهه ۱۳۹۰، و بعد بازگشت موجهای بزرگ از ۱۳۹۶ به بعد با اوجهای بسیار بالا در ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ و تعدیل نسبی در ادامه.
در سطح استانی، تفاوتها هم در «سطح تورم» و هم در «دامنه نوسان» آشکار است؛ برخی استانها سقفهای بالای ۶۰ تا ۷۰ درصد ثبت کردهاند و برخی دیگر در مقاطعی کفهای بسیار پایین داشتهاند. این اختلافها تصویر دقیقتری از پراکندگی فشار تورمی در جغرافیای کشور ارائه میدهد و نشان میدهد یک نرخ ملی، الزاماً تجربه یکسانی برای همه استانها نیست.