مقدمه
شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) یکی از مهمترین ابزارهای سنجش تغییرات سطح قیمتها در اقتصاد است؛ اما وقتی این شاخص را مخصوص خانوارهای روستایی بررسی میکنیم، عملاً به یک تصویر دقیقتر از فشار هزینهای در روستاها میرسیم. علتش روشن است: الگوی مصرف روستایی (بهویژه سهم خوراکیها) با شهر تفاوت دارد و همین تفاوت باعث میشود مسیر رشد قیمتها در برخی گروهها، اثر بزرگتری روی رفاه روستایی بگذارد.
دیتایی که شما دادهاید، شاخص قیمت مصرفکننده خانوارهای روستایی کشور را به تفکیک ماه و گروههای عمده نشان میدهد و همه اعداد بر مبنای سال پایه ۱۴۰۰=۱۰۰ گزارش شدهاند؛ یعنی عدد ۱۰۰ بهعنوان سطح قیمت در سال پایه تعریف میشود و سایر اعداد نسبت به آن سنجیده میشوند.
این شاخص چه چیزی را نشان میدهد؟
- هرچه عدد شاخص بالاتر باشد، یعنی سطح قیمتها نسبت به سال پایه بالاتر رفته است.
- چون سال پایه ۱۴۰۰ برابر ۱۰۰ است، اگر شاخص کل به ۲۰۰ برسد یعنی سطح عمومی قیمتها تقریباً دو برابر سال پایه شده است.
- اگر شاخص کل به ۴۳۸٫۱ برسد، یعنی سطح عمومی قیمتها حدود ۴٫۳۸ برابر سال پایه شده است.
دیتا را چطور بخوانیم؟
این دیتا دو نوع مقایسه به شما میدهد:
- مقایسه در طول زمان (ماهبهماه یا سالبهسال)
مثلاً نگاه میکنید شاخص کل از حوالی ۱۰۰ در سال پایه به مقادیر بالاتر رسیده است. - مقایسه بین گروهها (خوراکی، غیرخوراکی، دخانیات و …)
اگر شاخص یک گروه از شاخص کل بیشتر باشد، یعنی آن گروه در مجموع سریعتر از میانگین رشد کرده و فشار بیشتری ساخته است.
روند کلی شاخص کل در بازه ۱۳۶۱ تا ۱۴۰۴
در دیتای شما، شاخص کل در ابتدای سری (اوایل دهه ۱۳۶۰) حولوحوش ۰٫۱ دیده میشود و در انتهای سری (۱۴۰۴) به ۴۳۸٫۱ میرسد. این یعنی:
- از منظر «سال پایه ۱۴۰۰=۱۰۰»، سطح قیمتهای ابتدای سری بسیار کوچکتر از سطح قیمتهای سال پایه بوده (به همین دلیل عددها نزدیک ۰ هستند).
- در بخش پایانی دیتا ، رشد شاخص کاملاً محسوس است؛ بهخصوص بعد از نزدیکشدن به سال پایه و عبور از ۱۰۰، مسیر صعودی با شتاب بیشتری ادامه پیدا میکند.
یک نکته مهم: در این نوع بازپایهسازی، طبیعی است که اعداد خیلی قدیمی (دهه ۶۰ و ۷۰) بسیار کوچک باشند، چون همهچیز به سطح قیمتهای سال ۱۴۰۰ سنجیده شده است. بنابراین بهجای حساسشدن روی کوچک بودن اعداد قدیمی، باید روی مسیر رشد و فاصله گروهها از هم تمرکز کرد.
خوراکیها جلوتر از شاخص کل
در دادهی شما، سه ردیف کلیدی برای تحلیل فشار معیشتی روستا بسیار مهم است:
- شاخص کل (۱۴۰۴): ۴۳۸٫۱
- خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات (۱۴۰۴): ۵۱۷٫۵
- کالاهای غیرخوراکی و خدمات (۱۴۰۴): ۳۸۵٫۰
این سه عدد یک پیام روشن دارد:
- در انتهای بازه، خوراکیها (و اقلام نزدیک به خوراکی) سریعتر از میانگین کل رشد کردهاند.
از نظر مقایسهی نسبی، ۵۱۷٫۵ حدود ۱۸٪ بالاتر از ۴۳۸٫۱ است؛ یعنی فشار رشد قیمت در این سبد، از میانگین کل بیشتر بوده است. - در مقابل، غیرخوراکیها و خدمات با عدد ۳۸۵٫۰ حدود ۱۲٪ پایینتر از شاخص کل قرار گرفتهاند؛ یعنی رشدشان در مجموع از میانگین کندتر بوده است.
برای خانوار روستایی که معمولاً سهم خوراکیها در هزینهاش بالاتر است، این اختلاف یعنی:
حتی اگر شاخص کل هم بالا باشد، وقتی خوراکیها از شاخص کل جلو میزنند، اثر رفاهی آن سنگینتر احساس میشود.
داخل خوراکیها کدام گروهها بیشتر بالا رفتهاند؟
مزیت دیتا شما این است که خوراکیها را به زیرگروههای جزئی هم میشکند. در انتهای سری (۱۴۰۴) چند نمونه از عددهای شاخص زیرگروهها که در دادهتان دیده میشود:
- روغنها و چربیها (0115): ۵۸۹٫۴
- میوه و خشکبار (0116): ۵۷۷٫۰
- گوشت قرمز و سفید و فرآوردههای آنها: ۵۶۲٫۹
- نان و غلات (0111): ۴۸۸٫۹
- شکر، مربا، عسل، شکلات و شیرینیها (0118): ۴۶۸٫۳
- شیر، پنیر و تخممرغ (0114): ۴۶۶٫۸
- ماهیها و صدفداران (0113): ۴۵۶٫۴
برداشت تحلیلی از همین چند عدد:
- سه گروه روغنها و چربیها، میوه و خشکبار، گوشت در انتهای سری، شاخصهای بسیار بالاتری دارند و عملاً نشان میدهند که در سبد خوراکی روستایی، فشار قیمت در این اقلام میتواند «محور اصلی» باشد.
- گروههایی مثل نان و غلات هم با شاخص بالا، نشان میدهند که حتی اقلام پایه و پرمصرف هم از موج رشد قیمت عقب نماندهاند.
- وقتی چند زیرگروه کلیدی خوراکی همزمان جهش میکنند، خانوار روستایی برای کنترل هزینهها معمولاً ناچار میشود یا الگوی مصرف را تغییر دهد (کاهش مصرف پروتئین/میوه، جایگزینی کالاها)، یا سهم بیشتری از درآمد را صرف خوراک کند.
دخانیات و چند گروه مهم دیگر
در داده شما، برخی گروههای غیرخوراکی هم شاخصهای بالایی دارند و برای تحلیل رفتار مصرف و فشار هزینهای مهماند:
- دخانیات (02): ۴۱۶٫۷
این عدد نشان میدهد حتی گروههایی که «ضروری» نیستند، میتوانند رشد قیمت قابل توجهی داشته باشند و در هزینههای بخشی از خانوارها اثر بگذارند. - پوشاک و کفش (03): ۴۲۲٫۹
پوشاک معمولاً خریدی است که خانوار میتواند زمانش را عقب بیندازد؛ اما وقتی شاخص آن بالا میرود، به مرور فشار روی هزینههای جایگزینی لباس/کفش هم بیشتر میشود. - نوشابههای غیرالکلی (012): ۴۴۵٫۱
این گروه از خوراکیهای پایه نیست، اما رشد آن میتواند نشانهای از بالا رفتن هزینه اقلام فرآوریشده و نوشیدنیها باشد.
چرا این نوع تحلیل گروهی مهم است؟
اگر فقط شاخص کل را ببینیم، یک عدد کلی داریم که «تورم عمومی» را نشان میدهد. اما برای سیاستگذاری و حتی تحلیل رفاه روستایی، سوال اصلی این است:
- کدام گروهها جلوتر از تورم کل حرکت کردهاند؟
- فشار اصلی روی چه اقلامی افتاده است؟
- آیا رشد قیمت در خوراکیها از غیرخوراکیها بیشتر بوده؟
داده شما دقیقاً به همین سوالها پاسخ میدهد و نشان میدهد که در انتهای بازه، خوراکیها جلوتر از شاخص کل حرکت کردهاند. این تفاوت، برای تحلیل خط فقر، قدرت خرید، سیاستهای حمایتی (یارانه، کالابرگ، حمایت غذایی) و حتی تصمیمهای خانوار (تغییر ترکیب مصرف) کاملاً تعیینکننده است.
چند نکته برای استفاده عملی از دیتا
- تورم ماهانه را میتوانید از درصد تغییر شاخص یک ماه نسبت به ماه قبل در همان ردیف بهدست آورید.
- تورم نقطهبهنقطه یعنی شاخص یک ماه نسبت به همان ماه در سال قبل.
- اگر درآمد یا دستمزد روستایی را دارید، میتوانید با شاخص کل یا شاخص خوراکیها، آن را به قیمت ثابت سال پایه تبدیل کنید تا قدرت خرید واقعی مشخص شود.
- برای گزارشهای رسانهای، بهترین کار این است که چند گروه حساس (خوراکی، گوشت، روغن، میوه، نان) را کنار شاخص کل بگذارید تا پیام ملموستر شود.
جمعبندی
این سری زمانی CPI روستایی (سال پایه ۱۴۰۰=۱۰۰) نشان میدهد که:
- شاخص کل در انتهای بازه (۱۴۰۴) به ۴۳۸٫۱ رسیده است؛ یعنی سطح قیمتها نسبت به سال پایه بهطور چشمگیری افزایش یافته.
- خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات با شاخص ۵۱۷٫۵ در انتهای سری، از شاخص کل جلوتر هستند؛ بنابراین فشار هزینهای در سبد خوراکی روستایی، از میانگین عمومی شدیدتر بوده است.
- غیرخوراکیها و خدمات با ۳۸۵٫۰ پایینتر از شاخص کل قرار گرفتهاند و نشان میدهند موتور اصلی فشار قیمتی در این خروجی، بیشتر به سمت خوراکیها متمایل بوده است.
- در میان زیرگروههای خوراکی، روغنها و چربیها (۵۸۹٫۴)، میوه و خشکبار (۵۷۷٫۰) و گوشت (۵۶۲٫۹) از برجستهترین نقاط فشار در انتهای سری هستند.