SData
ورود / ثبت‌نام

جستجو در SData

جستجوی سریع در SData

محصولات، دوره‌ها، داشبوردها و مقالات را در لحظه پیدا کنید

محصولات
دوره‌ها
داشبوردها
مقالات
حداقل 2 حرف برای شروع جستجو تایپ کنید
SData

نسبت هزينه 10، 20 و 40 درصد پرهزينه ترين به 10، 20 و 40 درصد كم هزينه ترين جمعيت درمناطق شهري سال هاي 1403-1363

1404/11/26 104
گزارش‌های به‌روز
داده‌های معتبر
پشتیبانی ۲۴/۷

توضیحات داشبورد

مقدمه

وقتی از «شکاف رفاهی» در شهرها صحبت می‌کنیم، یکی از ساده‌ترین و در عین حال گویا‌ترین راه‌ها این است که ببینیم فاصله مصرف و هزینه‌کرد گروه‌های بالا و پایین جامعه چقدر است. داده‌ای که در فایل شما آمده، دقیقاً همین تصویر را می‌سازد: نسبت هزینه گروه‌های پرهزینه‌تر به گروه‌های کم‌هزینه‌تر در مناطق شهری ایران، آن هم در سه مقیاس ۱۰٪، ۲۰٪ و ۴۰٪.این شاخص‌ها کمک می‌کنند بفهمیم آیا شهرها در طول زمان به سمت همگرایی مصرف حرکت کرده‌اند یا شکاف‌ها پایدار مانده یا دوباره تقویت شده است.

 

این شاخص دقیقاً چه چیزی را اندازه می‌گیرد

سه نسبت اصلی داریم:

  • نسبت هزینه ۱۰٪ پرهزینه‌ترین به ۱۰٪ کم‌هزینه‌ترین
  • نسبت هزینه ۲۰٪ پرهزینه‌ترین به ۲۰٪ کم‌هزینه‌ترین
  • نسبت هزینه ۴۰٪ پرهزینه‌ترین به ۴۰٪ کم‌هزینه‌ترین

برداشت عددی خیلی روشن است. مثلاً اگر نسبت ۱۰٪ به ۱۰٪ در یک سال برابر ۱۱٫۱۴۰ باشد، یعنی متوسط هزینه‌کرد ۱۰٪ بالای جامعه شهری حدود ۱۱٫۱۴۰ برابر ۱۰٪ پایین جامعه شهری است. هرچه این نسبت بزرگ‌تر باشد، شکاف مصرفی بیشتر است و هرچه کوچک‌تر باشد، فاصله کمتر شده است.

 

خلاصه یافته‌های کلیدی از داده‌های خام

  • بیشترین شکاف در کل دوره مربوط به سال ۱۳۶۶ است:
    نسبت ۱۰٪ به ۱۰٪ برابر ۱۷٫۵۵۸
    نسبت ۲۰٪ به ۲۰٪ برابر ۹٫۷۹۹
    نسبت ۴۰٪ به ۴۰٪ برابر ۴٫۹۵۹
  • کمترین شکاف در کل دوره مربوط به سال ۱۳۹۲ است:
    نسبت ۱۰٪ به ۱۰٪ برابر ۹٫۵۰۸
    نسبت ۲۰٪ به ۲۰٪ برابر ۶٫۰۰۱
    نسبت ۴۰٪ به ۴۰٪ برابر ۳٫۴۹۸
  • آخرین وضعیت در سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد شکاف نسبت به کفِ ۱۳۹۲ بالاتر است، اما نسبت به دهه ۶۰ پایین‌تر مانده است:
    نسبت ۱۰٪ به ۱۰٪ برابر ۱۱٫۱۴۰
    نسبت ۲۰٪ به ۲۰٪ برابر ۶٫۶۶۰
    نسبت ۴۰٪ به ۴۰٪ برابر ۳٫۷۲۰
  • در مقایسه ابتدا و انتهای سری زمانی، سطح شکاف به‌طور کلی کاهش یافته است. از ۱۳۶۳ تا ۱۴۰۳:
    نسبت ۱۰٪ به ۱۰٪ حدود ۲۴٫۰۱۶٪ کمتر شده
    نسبت ۲۰٪ به ۲۰٪ حدود ۲۱٫۲۲۹٪ کمتر شده
    نسبت ۴۰٪ به ۴۰٪ حدود ۱۵٫۹۱۵٪ کمتر شده

     

نکته داده‌ای مهم درباره سال‌های غیر وزنی

 سالهایی که با علامت ستاره مشخص شده‌اند «غیر وزنی» هستند: ۱۳۶۳، ۱۳۶۴، ۱۳۶۶، ۱۳۷۰، ۱۳۷۱، ۱۳۷۳، ۱۳۷۴، ۱۳۷۵.
معنایش این است که در تحلیل روندهای بلندمدت، بهتر است روی جهت کلی حرکت و نقاط عطف تمرکز کنیم و برای مقایسه‌های خیلی ریز سال‌به‌سال در این سال‌ها محافظه‌کار باشیم.

 

روند تاریخی شکاف هزینه در شهرها ۱۳۶۳ تا ۱۴۰۳

دوره اول: ۱۳۶۳ تا اواسط دهه ۷۰، سطح بالا و نوسان‌های تند

داده‌ها در شروع سری زمانی، یک شکاف نسبتاً بزرگ را نشان می‌دهند. به‌صورت نمونه در سال ۱۳۶۳ نسبت ۱۰٪ به ۱۰٪ برابر ۱۴٫۶۶۱ ثبت شده است. سپس شکاف در سال ۱۳۶۶ به اوج کل دوره می‌رسد یعنی ۱۷٫۵۵۸.
اما نکته مهم‌تر این است که بلافاصله در ۱۳۶۷ سقوط تند دیده می‌شود و نسبت ۱۰٪ به ۱۰٪ به ۱۴٫۷۳۹ می‌رسد. این تغییرات تند در ابتدای سری زمانی یعنی توزیع هزینه در شهرها در آن سال‌ها «پایدار و یکنواخت» نبوده و شوک‌ها یا تغییرات ساختاری می‌توانسته‌اند روی فاصله گروه‌ها اثر محسوس بگذارند.

دوره دوم: اواخر دهه ۷۰ تا ۱۳۹۲، مسیر نزولی و رسیدن به کف شکاف

در مسیر بلندمدت، داده‌ها یک حرکت کلی به سمت کاهش شکاف را ثبت کرده‌اند. این روند نهایتاً در ۱۳۹۲ به کمترین مقدار کل دوره می‌رسد: ۹٫۵۰۸ برای نسبت ۱۰٪ به ۱۰٪.
یک نقطه قابل توجه در این مسیر، حوالی ۱۳۹۰ است که نسبت ۱۰٪ به ۱۰٪ به ۱۰٫۱۶۹ می‌رسد و سپس در ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ باز هم پایین‌تر می‌آید. از نگاه تحلیلی، این بخش از سری زمانی نشان می‌دهد «فاصله نسبی مصرف» بین بالا و پایین در شهرها نسبت به دهه‌های قبل کمتر شده است.

دوره سوم: ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳، بازگشت ملایم شکاف و سپس نوسان

بعد از کف ۱۳۹۲، شاخص‌ها دوباره کمی بالاتر می‌روند. نمونه روشن آن رشد تا سال ۱۳۹۷ است که نسبت ۱۰٪ به ۱۰٪ به ۱۲٫۴۳۷ می‌رسد.
در سال‌های پایانی سری، نوسان ملایم ادامه دارد:

  • ۱۴۰۲ نسبت ۱۰٪ به ۱۰٪ برابر ۱۱٫۸۸۰
  • ۱۴۰۳ نسبت ۱۰٪ به ۱۰٪ برابر ۱۱٫۱۴۰

این یعنی در دهه ۱۴۰۰، شکاف «نه جهشی و انفجاری»، بلکه بیشتر «نوسانی و قابل پیگیری» بوده است

 

چرا سه نسبت ۱۰٪، ۲۰٪ و ۴۰٪ را همزمان می‌خوانیم

خواندن فقط نسبت ۱۰٪ به ۱۰٪، روی فاصله دو سر توزیع حساس است و معمولاً «تندتر» واکنش نشان می‌دهد. اما نسبت‌های ۲۰٪ و ۴۰٪ کمک می‌کنند بفهمیم آیا شکاف فقط در قله و کف اتفاق می‌افتد یا در لایه‌های گسترده‌تر هم توزیع هزینه تغییر کرده است.
برای مثال در سال ۱۴۰۳:

  • نسبت ۱۰٪ به ۱۰٪ برابر ۱۱٫۱۴۰
  • نسبت ۲۰٪ به ۲۰٪ برابر ۶٫۶۶۰
  • نسبت ۴۰٪ به ۴۰٪ برابر ۳٫۷۲۰

این سه عدد کنار هم یک پیام دارند: هرچه دامنه جمعیت را بزرگ‌تر می‌گیریم، نسبت کوچک‌تر می‌شود. یعنی بخش مهمی از شکاف، در فاصله «بالا و پایینِ شدید» پررنگ‌تر است تا در مقیاس‌های گسترده‌تر.

 

این شاخص برای تحلیل بازار و تصمیم‌گیری چه ارزشی دارد

اگر شما در حال تحلیل اقتصاد شهری، سیاست‌گذاری اجتماعی یا حتی طراحی محصول و قیمت‌گذاری هستید، این نسبت‌ها یک پیام کاربردی دارند: بازار شهری ایران در طول زمان کاملاً یکدست نبوده و «قطبی شدن سبد مصرف» می‌تواند در بعضی دوره‌ها تشدید یا تضعیف شود.
برای اینکه این تحلیل‌ها را عملی‌تر کنید، پیشنهاد می‌کنم همزمان از داده‌های مکمل در SData استفاده شود، مثل:

  • بررسی رفتار دهک‌های هزینه‌ای برای فهم تفاوت تجربه تورمی گروه‌ها
  • تطبیق شکاف مصرف با ساختار هزینه‌های خانوار در گروه‌های مختلف کالا و خدمات
  • درک بهتر تفاوت «سطح مصرف» با توضیح مفهومی سرانه مصرف
  • سنجش اثر فشارهای هزینه‌ای شهری با رصد نوسانات قیمت مسکن
  • کنار هم گذاشتن تصویر رفاهی با متغیرهای کلان مثل رشد اقتصادی و نرخ بیکاری و اشتغال

 

جمع‌بندی نهایی

داده‌ها یک روایت روشن از شکاف مصرف شهری در ایران ارائه می‌دهد:

  • در دهه ۶۰ و اوایل ۷۰، شکاف در سطح بالاتری قرار داشته و نوسان‌ها شدیدتر بوده است.
  • در مسیر بلندمدت، شاخص‌ها تا اوایل دهه ۹۰ کاهش می‌یابند و در ۱۳۹۲ به کف تاریخی می‌رسند.
  • از ۱۳۹۳ به بعد، شکاف دوباره کمی بالا می‌آید و در دهه ۱۴۰۰ با نوسان ملایم ادامه پیدا می‌کند.

در جمع بندی کلی، نسبت‌های ۱۰٪، ۲۰٪ و ۴۰٪ نشان می‌دهند شکاف مصرف شهری همچنان معنی‌دار است، اما شدت آن نسبت به ابتدای دوره کمتر شده و برای تحلیل‌های بازار، سیاست‌گذاری هدفمند و طراحی سبد محصولات، یک شاخص پایه و قابل اتکا محسوب می‌شود.