محصولات، دورهها، داشبوردها و مقالات را در لحظه پیدا کنید
کشاورزی ایران امروز بیش از هر زمان دیگری با محدودیت منابع، بهویژه زمین و آب، روبهروست. آمارهای رسمی مرکز آمار ایران درباره مساحت کل و سطح زیرکشت اراضی زراعی، این واقعیت را بهخوبی نشان میدهد. در این داشبورد، وضعیت کشاورزی تمام استانهای کشور شامل
آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، اصفهان، البرز، ایلام، بوشهر، تهران، چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خراسان شمالی، خوزستان، زنجان، سمنان، سیستان و بلوچستان، فارس، قزوین، قم، کردستان، کرمان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، گلستان، گیلان، لرستان، مازندران، مرکزی، هرمزگان، همدان و یزد
بهصورت تحلیلی بررسی شده است.
در سطح ملی، مساحت کل اراضی زراعی کشور طی سالهای زراعی ۱۳۹۶–۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲–۱۴۰۳ تقریباً ثابت مانده، اما سطح زیرکشت افزایش یافته است. این یعنی کشاورزی ایران بهجای توسعه زمین، وارد مرحله افزایش شدت استفاده از زمین شده است؛ الگویی که پیامدهای اقتصادی و زیستمحیطی مهمی دارد.
در استانهای گلستان، مازندران و گیلان، نسبت سطح زیرکشت به مساحت کل اراضی زراعی بسیار بالاست.
خوزستان با بیشترین سطح زیرکشت، مهمترین قطب زراعی ایران است و نقش مستقیمی در امنیت غذایی کشور دارد.
در فارس، با وجود کاهش مساحت کل اراضی، سطح زیرکشت افزایش یافته که نشاندهنده فشردهسازی کشت در شرایط کمآبی است.در استانهای کردستان، کرمانشاه، لرستان و همدان، افزایش سطح زیرکشت عمدتاً به زراعت دیم و شرایط مناسب بارش وابسته است. این استانها در سالهای پربارش نقش پررنگتری در تولید زراعی ایفا میکنند.
استانهای خراسان شمالی، خراسان جنوبی، اردبیل، زنجان و چهارمحال و بختیاری نوسانات محسوسی در سطح زیرکشت دارند. این نوسانات نشان میدهد که کشاورزی در این مناطق بهشدت تحت تأثیر شرایط اقلیمی و بارندگی است.در سیستان و بلوچستان، نوسانها شدیدتر است؛ بهطوریکه کشاورزی استان وابستگی بالایی به بارش، حقآبهها و تصمیمات مقطعی دارد و از پایداری ساختاری برخوردار نیست.
در استانهای اصفهان، یزد، سمنان، قم، مرکزی، قزوین و البرز، محدودیت منابع آب و توسعه شهری و صنعتی، باعث کاهش یا رکود سطح زیرکشت شده است. در این مناطق، کشاورزی دیگر قابلیت گسترش ندارد و ادامه فعالیت نیازمند تغییر اساسی در الگوی کشت است.
در بوشهر و هرمزگان، افزایش نسبی سطح زیرکشت بیشتر به کشتهای خاص و اقلیممحور مربوط است.
استان کرمان با نوسانات قابل توجه در سطح زیرکشت، نمونهای از فشار همزمان توسعه کشاورزی و محدودیت منابع آب است.
در کهگیلویه و بویراحمد و ایلام، کشاورزی هنوز نقش مهمی در اقتصاد محلی دارد اما توسعه آن با محدودیتهای طبیعی همراه است.
استان تهران با وجود مساحت کم اراضی زراعی، نسبت بالایی از زمینهای خود را زیر کشت میبرد. این موضوع نشاندهنده کشاورزی فشرده و بهرهوری نسبی بالا در حاشیه مناطق شهری است.
بررسی وضعیت استانها نشان میدهد که کشاورزی ایران وارد مرحلهای شده که رشد آن بیش از هر چیز به بهرهوری، مدیریت آب منطقهای وابسته است.